محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

549

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

آنان كه به اهل بيت عليهم السّلام رشك مىورزيدند ، فهميده بودند كه اگر به مضمون اين آيه عمل كنند ، بقيه مسلمانان تا روز قيامت به آن عمل خواهند كرد . در نتيجه عظمت و جايگاه اهل بيت عليهم السّلام آشكار مىشد و عظمت خلفا و ديگران را تحت پوشش خود قرار مىداد ؛ لذا اين آيه را كنار گذاشته تا مسلمانانى كه پس از آنان خواهند آمد ، عمل به اين آيه را همچنان كنار بگذارند و چيزى از فضايل اهل بيت عليهم السّلام در ذهن مردم باقى نماند . اميدوارم فرصتى برايم يا براى نويسنده‌اى ديگر به دست آيد كه كاوشى در فرهنگ اهل بيت عليهم السّلام انجام دهيم و عوامل مستقيم كنار زدن بخشهاى زيادى از قرآن و حديث را بررسى كنيم و در يك كتاب جمع‌آورى كنيم . علوم اهل بيت عليهم السّلام مانند گنج‌هاى هستى و اسرار آن ، نامتناهى هستند . انديشمندان هر چه از آن به دست مىآورند ، باز با تعداد زيادى از اسرار جديد مواجه مىشوند . ( و يتولّي عليها رجال رجالا على غير دين اللّه ) ضمير « عليها » به « الاحكام المبتدعة » برمىگردد . اهل هوى و هوس با كمك گرفتن از مردانى مانند خود در دين اسلام بدعت ايجاد مىكنند و امورى را به وجود مىآورند كه مخالف احكام آن است . ( فلو أنّ الباطل خلص من مزاج الحقّ لم يخف على المرتادين ، و لو أنّ الحقّ خلص من لبس الباطل انقطعت عنه ألسن المعاندين ) حق گاه از همه جهات روشن است . براى نمونه همه قبول دارند كه همه مردم در برابر قانون برابرند و همه افراد بدون تبعيض حق دارند كه آزادى و كرامت خود را حفظ كنند . گاه نيز باطل بدون ترديد بر همگان آشكار است ؛ براى نمونه : هر توانمندى حق دارد كه بر افراد ضعيف برترى كند و بدون چون و چرا آنها را در انجام كارهاى خود به كار گيرد . در اين‌گونه موارد مشكلى وجود ندارد . اما گاه حق